یه روز با دوستای خوبم
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 1:31
سلام امروز دوتا از دوستام خونمون بودن. ساعت نه و نیم بلند شدم. خونه مرتب بود رفتم اشپزخونه و خورشت رو گذاشتم. چقد سخت بود تازه ی مدل بود. همش درکیر بودم. یکی انجام میشد میرفتم سراغ اون یکی. سبب زمینی
الحمدالله همه چی خوبه
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 1:31
سلام خوبید؟ تا حالا حالتونو نپرسیده بودم. گفتم بپرسم.خب این چندروزه ب این شکل گذشت ک ما برای فروش سایتی که دستمه (فروش اینترنتی کیف ) روی ولنتاین کار کردبم اما دقیقا تا روز چارشنبه ینی یه روز قبل ولنت
بعدازطهر بارونی و خواب الود جمعه
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 1:31
بعد از ناهار خوابم برد. دلم میخواس خیلی بخوابم ولی باصدای خواهران گرام از خواب بیذار سدم. حالمم خیلی خوش نیست برای همین دوباره اومدم سر گوشی تا یکم خودمو سرگرم کنم و وقت بگذره.میخواستم پیام بدم به مهن
خواب مرا ربوده ای....
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 1:31
مال و منال و ثروتم...جاه و مقام و شوکتم...علم و کمال و کستوم...سارق کاردان من!اینهمه را گذاشتیخواب مرا ربوده ای؟!یاسر قنبرلو*
زیر آبی دارم ایا؟؟؟
-
تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 1:31
کیا مطلبم هامو میخونن؟ اگه کسی هست ک میخونه ولی تاحالا نظر نذاشته بگه حداقل بدونم. با تچکر فراوان
یه روز پدر دختری
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
مامانم حالش خوب نبود بعد صبحونه رفت دراز بکشه تا بهتر بشه. منم به شکل وحشتناکی استرس امتحان داشتم. رفتم اشپزخونه دیدم سینک پر ظرفه، باید جارو برقی بکشیم و خبری ام از ناهار نیست. این وسط خواهر گرامی با
سوگولی خونه ی ما
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
بابای قشنگم توی خونه ما تنها مرده و خودش همیشه میگه من سوگولی ام. مامانمم امروز میخندید و میگفت انشاالله به زودی یکی بیاد دیگ تنها نیستی ک سوگولی بشی. منم یه خنده ای کردم و باور نکردم از اون لبخندهای
قانون ۲۱
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
میگویند: "انسان ۲۱روز زمان نیاز دارد تا یک عادت جدید بسازد یا آن را ترک کند اگر شما هم بتوانید ۲۱روز بدون چیزی سپری کنید دیگر به آن نیاز نخواهید داشت." زندگی ام را ورق میزنم، ماشین حساب را در می آورم. ۲۴ سال از چند ۲۱ روز تشکیل شده. قانون ۲۱ راست نیست واگرنه من به نبودنت عادت میکردم. راست نیست، نه ر...
در راه عشق
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
اکنون که میل دوست به با من نشستن استتقدیر من چو گرد به دامن نشستن استشوق فناست یا عطش وصل؟! هر چه هستچون آب بر حرارت آهن نشستن استمن سر بلند غیرت خویشم در این مصافتیغ رقیب لایق بر تن نشستن استطوفان اگ
روند تغییر احساساتم
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
یه حس عجیب و جالبی رو دارم تجربه میکنم سن ۱۸، ۱۹ سالگی فاز مرد سوار بر اسب سفید داشتمو و خیالاتم حول مردی که میاد عاشق سپیده میشه و با سختی به دستش میاره بود. از اونایی ک خانواده پسره مخالفن ولی پسره
امتحان..... است
-
تاریخ: 1397/10/23 ساعت: 22:03
همه اونایی ک امتحان ندارید، الان به ارامش راه رفتن، غذا خوردن و کوچکترین تفریحاتتونم حسودیم میشه. امروز امتحان داشتم، فرداام هشت صبح امتحان.خیلی نامردین ک داره بهتون خوش میگذره.... + شوخی کردم اصنم برام مهم نیس. منم زود میخونم میرم خوش میگذرونم